سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
325
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
طلب حاصل نباشد و انواع آن بسيار است : از جمله : تمنى لفظى كه براى آن وضع شده [ ليت ] است و در آن شرط نيست كه متمنى امر ممكنى باشد چنانچه مىگوئى : ليت الشباب يعود ( كاش جوانى برمىگشت ) . شاهد در [ شباب ] است كه عودش امر غير ممكنى است و معذلك مورد تمنا و آرزو واقع شده . و گاهى بواسطه كلمه [ هل ] آرزو مىشود مانند : هل لى من شفيع ( كاش براى من شفاعتكنندهاى بود ) چه آنكه گوينده مىداند كه شفيعى برايش نيست . و در برخى اوقات به لفظ ( لو ) آرزو مىشود مانند : لو تأتينى فتحدثنى ( كاش نزد من مىآمدى و مرا حديث مىنمودى ) كلمه [ تحدّثنى ] منصوب است به اين مقدره در جواب [ لو ] كه به معناى تمنى است . شارح گويد : معلوم باشد كه گاهى انشاء را بر نفس كلامى كه براى نسبتش خارجى نيست تا با آن مطابقت نموده يا تطابق نداشته باشد اطلاق مىكنند و زمانى بر امرى گويند كه فعل متكلم مىباشد يعنى القاء چنين كلامى چنانچه اخبار نيز همينطور است . و در اينجا اظهر اينست كه معناى دوم مراد مىباشد و قرينهاش آن است كه مصنف آن را به طلب و غير طلب تقسيم كرده و سپس طلب را به